سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
715
تاريخ ايران ( فارسى )
بناء اولين مسجد در مدينه پيغمبر با كمال احترام و شوق و شعف وارد مدينه گرديد ، جمعى از سران شهر كه حضور داشتند هركدام پيغمبر را بخانهء خود دعوت مينمودند . چون نميخواست هيچيك از قبائل را درينباب بر ديگرى مقدم نموده باشد لذا با يك لحن جالب توجهى فرمود اين شتر سوارى من هركجا كه خوابيد در همانجا ورود خواهم كرد . مردم همه نگران بودند كه يك دفعه ديدند اين حيوان طرف شرقى شهر مقابل يك خانهء بزرگى كه درب آن باز بود ايستاد و روى زمين خوابيد . پيغمبر زمين آنجا را خريده و از سنگ و خشت و چوب به شكل چهار ديوار مسجدى در آنجا بنا نمود . قبلهاى كه مسلمانها به طرف آن نماز ميكردند معين شد كه بيت المقدس باشد . اذان يعنى اعلان نماز بشرح زير مقرر گرديد « اللّه اكبر ! اللّه اكبر ! اشهد ان لا إله الا اللّه . اشهد ان محمدا رسول اللّه - حى على الصلاة ، حى على الفلاح ، اللّه اكبر ، اللّه اكبر » . و واقعا در نظر يكنفر مسافرى كه در آنوقت از اروپا وارد مىشد عجيبتر از اين چيزى نبود كه ميديد آخر شب ( وقت سحر ) هنگاميكه در بستر خواب آرميده است دفعة از آهنگ قشنگ اعلان نماز از خواب جستن كرده مىنشست . مخالفت با يهود با وجود پذيرائى يهود از پيغمبر در موقع ورود و مساعدتهاى پىدرپى آنها دربارهء بستگان وى علاوه بر اينكه حس رقابت هاى داخلى يهود را يك دفعه تحريك نمود باب مخالفت و عداوت قبائل سهگانهء يهود را نسبت بدين جديد مفتوح ساخت و آن ، وقتى آشكار گرديد كه بغتة امر نمود كه مسلمانها به متابعت وى بيت المقدس را كه قبله بود ترك گفته و نماز را طرف مكه بجاى آرند . اين مسئله يعنى منسوخ شدن قبله يك ضربت سياسى بود كه از طرف پيغمبر بر يهود وارد آمد ، چه آن علاوه بر بروز يك حس عدم رضايت پيغمبر نسبت به يهود بالضروره تمايلات ملت عرب را هم به طرف او جلب كرد ، چه در آئين جديد هم رجحان و مزيت اوليهء مكه محفوظ و برقرار ماند .